نوترین » گالری عکس » عکس جدید » 12شعر و اشعار و نوحه و مداحی های شهادت امام سجاد

12شعر و اشعار و نوحه و مداحی های شهادت امام سجاد

نوحه های شهادت امام سجاد,متن نوحه شهادت امام سجاد,اشعار شهادت امام سجاد,متن روضه شهادت امام سجاد,مداحی شهادت امام سجاد,شعر در مورد شهادت امام زین العابدین

12شعر و اشعار و نوحه و مداحی های شهادت امام سجاد (1) 12شعر و اشعار و نوحه و مداحی های شهادت امام سجاد (2) 12شعر و اشعار و نوحه و مداحی های شهادت امام سجاد (3) 12شعر و اشعار و نوحه و مداحی های شهادت امام سجاد (4)

اشعار شهادت حضرت امام سجاد علیه السلام

***

آفتاب لب بامم، پدرِ گریه منم

علی اوسطم و پیر عزا و مَحنم

قسمت این بود كه با گریه شوم هم بیعت

یادگاریِ غریبِ پدری بی كفنم

آب شد پیكر من از غم دروازه شام

ردی از سلسله ها هست به روی بدنم

یوسفی بودم و از حادثه یعقوب شدم

پسر خسته دل كشته بی پیرهنم

ابكی ابكی لحسین بن علی العطشان

شهرۀ شهر شده گریه دشمن شكنم

كاش در لحظه دفن پدرم می مردم

آن كه بوسید چو عمه رگ حلقوم، منم

شیرم از حیلۀ روباه ندارم باكی

من كه دل گرم به خون خواهی ابن الحسنم

قبلهٔ گریه كنان همه عالم هستم

آخرین غصه جان سوز محرم هستم

رمقی نیست در این پای پر از آبله ام

بی قیام است چو زینب همه شب نافله ام

كمرم را غم شش ماهه برادر تا كرد

کشته ام كشتۀ تیر سه پر حرمله ام

ای پدر دل ز فراق تو به جان آمده است

مثل زهرای حرم خسته ازین فاصله ام

تا به كی زار زدن یاد تن نحر شده؟

شاهد سوختهٔ سوختن قافله ام

آتش از این تن بیمار خجالت نكشید

هم تنم سوخت وَ هم این دل پر از گله ام

در چهل روز فقط خوردن خون كارم بود

شد شكسته همه شب حرمتم و نافله ام

اربعینی به دلم غربت و غم نازل شد

من حسینی شدم و عمه ابوفاضل شد

دوشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۶بانی: روضه دار |

سعید توفیقی … اشعار شهادت حضرت امام سجاد علیه السلام

اشعار شهادت حضرت امام سجاد علیه السلام

***

باز گریان غم هم نفسی باید شد

زائر مرغ غریب قفسی باید شد

باز یک عده جفا ، زخم روی زخم زدند

از قضا باز عزادار کسی باید شد

**

باید امشب همه از شوق پر و بال شویم

تا عزادار عزادار چهل سال شویم

کاسه ای اشک بگیریم روی دست وَ بعد

راهی روضه ی پیغمبر گودال شویم

**

آن کسی که همه اش گریه ی عاشورا بود

آب می دید به یاد جگر سقا بود

چشمایش همه شب هیأت واویلا داشت

تا نفس داشت فقط گریه کن بابا بود

**

زهر نوشید وَ تب کرد محیط جگرش

گُر گرفت از عطش و سوخت همه بال و پرش

خشک شد جُلگه ی لبهاش و با خشکی لب

روضه می خواند به یاد لب خشک پدرش

**

آن کسی که خود خورشید به پایش افتاد

ناگهان رعشه بر اندام رسایش افتاد

ضعف شد چیره و زیر بغلش خالی شد

از روی شانه ی افتاده عبایش افتاد

**

واي از ريش سپيدش كه حنايي شده بود

ناله اش گفتن اسمي سه هجايي شده بود

دم مغرب افق شهر مدينه اما

جهت قبله ي او كرب و بلايي شده بود

**

اين هم از ماهيت نفس نفيس خاك است

سر آقا به روي دامن خيس خاك است

همه اش سجده شده مثل پدر در گودال

خاك سجاده و سجاد انيس خاك است

**

گاه آهسته فقط واي برادر مي خواند

لب تشنه «قتلوا» بود كه از بَر مي خواند

اشك مي ريخت وَ هر آينه مي گفت حسين

تا دم مرگ فقط روضه ي حنجر مي خواند

**

تلخي زهر به كامش عسل و قند آمد

بر لب پر تركش مطلع لبخند آمد

جلوي چشم ترش كرببلا ظاهر شد

يا اَبِ يا اَبِ گفت و نفسش بند آمد

دوشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۶بانی: روضه دا

یوسف رحیمی … اشعار شهادت حضرت امام سجاد علیه السلام

اشعار کوفه و شام  

اشعار شهادت حضرت امام سجاد علیه السلام

***

ذکر مصيبت مي‌کند: الشام الشام
تا ياد غربت مي‌کند: الشام الشام

منزل به منزل درد و داغ و بي کسي را
يک جا روايت مي‌کند: الشام الشام

موي سپيد و چهره اي در هم شکسته
از چه حکايت مي‌کند: الشام الشام

هر روز با اندوه و آه و بي شکيبي
ياد اسارت مي‌کند: الشام الشام

در اين ديار پُر بلا هر کس به نوعي
عرض ارادت مي‌کند: الشام الشام

يک شهر چشم خيره وقت هر عبوري
ابراز غيرت مي‌کند: الشام الشام

هر سنگ با پيشاني مجروح خورشيد
تجديد بيعت مي‌کند: الشام الشام

قرآن پرپر روي نيزه غربتت را
هر دم تلاوت مي‌کند: الشام الشام

قلب تو را يک مرد رومي با نگاهش
بي صبر و طاقت مي‌کند: الشام الشام

هر جا که دارد خوف از جان تو، عمه
خود را فدايت مي‌کند: الشام الشام

جان مي دهي وقتي به لبهايي مقدس
چوبي جسارت مي‌کند: الشام الشام

کنج تنوري حنجري آتش گرفته
ذکر مصيبت مي‌کند: الشام الشام

دوشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۶بانی: روضه دار

هاشم طوسی … اشعار شهادت حضرت امام سجاد علیه السلام

اشعار کوفه و شام

اشعار روضه امام سجاد علیه السلام

***

با ما بگو ز تسویه ی بی مرام ها

از چشم هرزه و نظر ازدحام ها

دیدم محاسن تو ز خونت خضاب شد

از بس که سنگ خورده ای از پشت بام ها

گویا شبیه شهر مدینه به کوفه هم

با خنده داده اند جواب سلام ها

تا نام فاطمه ز دهان شما پرید

گویا دوباره تازه شده انتقام ها

نا مردمان کوفه فراموششان شده

از آن سفارشات و از آن احترام ها

با تازیانه بر تن اطفال می زدند

بس وحشیانه پیش نگاه امام ها

«مسلم» به پای غربت مولا قیام کن

دیگر بس است صحبت خود را تمام کن

دوشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۶بانی: روضه دار |

وحید قاسمی … اشعار شهادت حضرت امام سجاد علیه السلام

اشعار شهادت حضرت امام سجاد علیه السلام

***

كاش ما هم كبوترت بوديم

آستان بوس محضرت بوديم

كاش با بال هاي خاكي مان

لااقل سايه گسترت بوديم

كاش ما هم به درد مي خورديم

فرش قبر مطهرت بوديم

كاش مي سوختيم از اين غربت

شمع بالاي بسترت بوديم

كاش مي شد كه مَحرمت بوديم

عاشقانه ابوذرت بوديم

كاش در كوچه ي بني هاشم

پيش مرگان مادرت بوديم

كاش ماه محرمي آقا

يك دهه پاي منبرت بوديم

كاش مي شد كه گريه كن هاي …

…. روضه ي تيغ وحنجرت بوديم

كاش مي شد كه سينه زنهاي

نوحه ي گريه آورت بوديم

كاش در روز تشنگيِ محشر

باده نوشان ساغرت بوديم

در قيامت به گريه مي گوييم:

كاش…اي كاش..نوكرت بوديم

دوشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۶بانی: روضه دا

علی اکبر لطیفیان … اشعار شهادت حضرت امام سجاد علیه السلام

اشعار شهادت حضرت امام سجاد علیه السلام

***

یعقوب کربلا چه قدر گریه میکنی

از صبح زود تا به سحر گریه میکنی

یعقوب را که غصه ی یوسف شکسته کرد

داری برای چند نفر گریه میکنی

وقتی که چشمهات می افتد به معجری

حق داری ای عزیز اگر گریه میکنی

این طفل را به جان خودت اب داده اند

دیگر چرا میان گذر گریه میکنی

از صبح تا غروب فقط نیزه میزدند

داری به قتل صبر پدر گریه میکنی

چشمت چرا ضعیف شده بی رمق شده

یعقوب کربلا چقدر گریه میکنی ؟

بادیدن اسیر کجا میرود دلت

بادیدن فقیر کجا میرود دلت

دوشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۶بانی: روضه دار 

یوسف رحیمی … اشعار شهادت حضرت امام سجاد علیه السلام

اشعار شهادت امام سجاد علیه السلام

***

از روزهاي قافله دلگير مي شوي

هر روز چند مرتبه تو پير مي شوي ؟

در شام شوم زخم زبانها چه مي كشي ؟

كز روشناي عمر خودت سير مي شوي

زخمي ست لحظه هاي تو مانند پيكرت

از بس اسير طعنة زنجير مي شوي

آيات صبح از لب قرآن شنيدني ست

در كوچه هاي شام كه تكفير مي شوي

خون جگر كه مي خوري از دستِ درد و داغ

بي تاب بغضهاي گلوگير مي شوي

با آه آهِ روضة ما اي امام اشك

در هر نگاه آينه تكثير مي شوي

خون گريه مي شوي تو و تا آخر الزمان

از چشمها هميشه سرازير مي شوي

دوشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۶بانی: روضه دار 

محمد علی بیابانی … اشعار شهادت حضرت امام سجاد علیه السلام

 اشعار شهادت حضرت امام سجاد علیه السلام

***

این زهر، دردی از تب دردم دوا نکرد

هیچ عقده ای از این گلوی بسته وا نکرد

آنچه که آرزوی من آن بود آن نشد

سی سال دیر آمد و فکر مرا نکرد

طوفان گرفت و دار و ندارم به باد رفت

روزی که غم وزید و به ما جز جفا نکرد

غم های من ز عصر مصیبت شروع شد

وقتی که دشمن آمد و رحمی به ما نکرد

در گیر و دار غارت معجر ز دختران

خلخال و گوشواره ای آرام وا نکرد

عمه رسید و گفتم “علیکن باالفرار

یعنی کسی ز آل پیمبر حیا نکرد

از کربلا به کوفه و از کوفه تا به شام

دشمن ز بی حیایی و ظلمی ابا نکرد

اما میان این همه رنج و غم وبلا

جایی تلافی ستم “شام” را نکرد

بازار داغ برده فروشی شامیان

داغی به دل گذاشت که کرب و بلا نکرد

در بین کوچه های یهودی نشین شهر

ما را کسی به اسم مسلمان صدا نکرد

دیدم میان بزم شراب حرامیان

چوبی که دو لب پدرم را رها نکرد

عمری به یاد این همه غم سوختم ولی

این زهر، دردی از تب دردم دوا نکرد

دوشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۶بانی: روضه دار 

سید هاشم وفایی … اشعار شهادت حضرت امام سجاد علیه السلام

اشعار شهادت حضرت امام سجاد علیه السلام

***

این امامی که چنین سلسله بر پا دارد

به خـداونـد قسم دست توانا دارد

گرچه از گردن آزردۀ او خون ریـزد

در ره عشـق دل و جـان شکیبا دارد

چهره اش سرخ شده گر چه ز خون جگرش

نور توحیــد در آئینــۀ تقــوا دارد

آسمان از شـرر آه دلش می سـوزد

ناله اش سخت اثر در دل خارا دارد

اشک بر غربت و تنهائی او می ریـزد

این هـلالی که سر نیـزه تماشا دارد

لحظه هایش همه پر شورتر است از شب قدر

بر لبش زمـزمه ای دارد و احیا دارد

در ره دوست به تقدیر خداوند رضاست

با خداونـد تو گوئی سـر سـودا دارد

گاه بر عترت یاسین نگهش دوخته است

گه نظـر بر سـر ببـریـدۀ بابا دارد

شامیان! شرم نکردید ز حق؟ بر سرتان

آسمان گر که شـرر بار شود جا دارد

هر چه خاکستر و آتش به سر او ریزید

شمع از سوختن خویش چه پروا دارد

هیچ دانید چه کس زیر غل و زنجیر است

آن که اعجـاز از او عیسی و موسی دارد

هر که امروز «وفائی» ز غمش گریه کند

چــه غمی در دل خود از غم فـردا دارد

دوشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۶بانی: روضه دار

مسعود یوسف پور … اشعار شهادت حضرت امام سجاد علیه السلام

اشعار شهادت حضرت امام سجاد علیه السلام

***

روزی که بسته در غل و زنجیر می شدی

زخمی ترین تراوش تقدیر می شدی

هفت آسمان کنار تو در حال گریه بود

وقتی درون خیمه زمین گیر می شدی

مأمور صبر بودی و در ظهر کربلا

انگار از وجود خودت سیر می شدی

دشمن خیال کرد که تنها شدی ولی

در چشم خیس قافله تکثیر می شدی

حالا سوار ناقه ی عریان، قدم، قدم

با هر نگاه سمت حرم پیر می شدی

دوشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۶بانی: روضه دار |

مریم سقلاطونی … اشعار شهادت حضرت امام سجاد علیه السلام

اشعار شهادت امام سجاد علیه السلام

***

مانده بر دوش زمین ، رنج مسیر سفرت

آسمان هم شده با گریه ی خود نوحه گرت

سفر کوفه و دروازه ی ساعات و حلب..

چه سفرها… چه سفرها که نکرده ست سرت!

مجلس شام و تنور و طبق و تشت طلا..

چند تابوت ..که افتاده به آنها گذرت؟

کوهی از درد :سراسیمه دوان است پی ات

رودی از ناله سرازیر شده پشت سرت

راه افتاده به تشییع سرت، شهر به شهر

پابه پای تو نسیمی که شده همسفرت

می روی…بر دل گلهای جهان خواهد ماند

داغ هفتاد و دو پروانه ی بی بال و پرت

آه دریا ! چه گذشته ست به روزت که چنین

مانده بر دوش زمین رنج مسیر سفرت؟

دوشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۶بانی: روضه دار 

رضا اسماعیلی … اشعار شهادت حضرت امام سجاد علیه السلام

اشعار روضه امام سجاد علیه السلام

***

بعد از آن واقعه ی سرخ، بلا سهم تو شد

پیکر سوخته ی کرب و بلا سهم تو شد

بعد از آن واقعه هفتاد و دو آیینه شکست

ناگهان داغ دل آینه ها سهم تو شد

بعد از آن واقعه آشوب قیامت برخاست

بر سر نیزه سر خون خدا سهم تو شد

بعد از آن واقعه خون جوش زد از چشمانت

خطبه ی اشک برای شهدا سهم تو شد

بعد از آن واقعه در هروله ی آتش و خون

در شب خوف و خطر خطبه ی «لا» سهم تو شد

بعد از آن واقعه در فصل شبیخون ستم

خوردن زخم ز شمشیر جفا سهم تو شد

خیمه ی نور تو در فتنه ی شب سوخت ولی

کس نپرسید که این ظلم چرا سهم تو شد

بعد از آن واقعه، ای زینت سجاده ی عشق

از دلت آینه جوشید، دعا سهم تو شد

بعد از آن واقعه، ای کاش که می مردم من

مصلحت نیست بگویم، که چه ها سهم تو شد

بعد از آن واقعه ی سرخ ، حقیقت گل کرد

کربلا در تو درخشید، خدا سهم تو شد

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

چهار × یک =

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز