خانه » گالری عکس » عکس جدید » شعر و اشعار کوتاه درباره شهادت امام جعفر صادق

شعر و اشعار کوتاه درباره شهادت امام جعفر صادق

متن شعر شهادت امام جعفر صادق,شعری برای شهادت امام جعفر صادق,شعر در وصف شهادت امام جعفر صادق,شعرهای شهادت امام جعفر صادق,اشعار در مورد شهادت امام جعفر صادق,

شعر و اشعار کوتاه درباره شهادت امام جعفر صادق

داغ صادق

شاعر : سيد رضا مؤيد

 

داغ صادق شرر سينه ام افروخته کرد

جگرى سوخته ياد از جگر سوخته کرد

جگرى سوخته کز داغ بر افروخته بود

باز هم از اثر زهر جفا سوخته بود

بر جگر آنکه ولايت به موالى همه داشت

محنت کشتن اولاد بنى فاطمه داشت

آن امامى که لواى شرف افراخته بود

زهر منصور به جانش شرر انداخته بود

آه از آنروز که بگرفت زطاغوت زمان

آتش از چار طرف خانه او را به ميان

وندر خرمن آتش ولى رب جليل

راه مى رفته و ميگفت منم پور خليل

شعله را چون به در خانه تماشا مى کرد

ياد آتش زدن خانه زهرا مى کرد

آنکه هم ظاهر رو هم باطن ما مى داند

با دلش زهر چه کرده است خدا مى داند

روح دين بود ولى بى تب و بى تابش کردند

شمع کانون وفا بود که آبش مردند

چارمين قبله عشق است به دامان بقيع

رونق ديگر از او يافت گلستان بقيع

داغ حضرت صادق (ع)

شاعر : محسن حافظى

 

لبالب شد ز خون دل اياغ حضرت صادق

دلم چون لاله مى سوزد ز داغ حضرت صادق

چو در خاك مدينه زائرش منزل كند از جان

به هرجا اشك مى گيرد سراغ حضرت صادق

در اين شب ها بود روشن مزار بى رواق او

كه باشد اشك مهدى چلچراغ حضرت صادق

خزان هرگز نمى گردد بهار دانش و بينش

از آن گل ها كه بشكفته به باغ حضرت صادق

معطر مى كند بوى دل آويزش فضاى جان

همان گل هاى علم باغ و راغ حضرت صادق

نشسته در عزا موسى بن جعفر با دلى سوزان

زند آتش به جانش سوز داغ حضرت صادق

ز شعر جانگدازت شعله خيزد ” حافظى ” زيرا

شد از خون جگر لبريز اياغ حضرت صادق

عزاى صادق آل پيمبرست

شاعر : على سهرابى تويسركانى (صفا)

 

زين ماتمى كه چشم ملايك ز خون، ترست

گويا عزاى صادق آل پيمبرست

يا رب چه روى داده، كزين سوگ جانگداز

خلقى پريش خاطر و دل ها پرآذرست

مُلك و مَلَك به ناله و افغان و اشك و آه

چون داغدار، حضرت موسى بن جعفرست

خون مى رود ز فرط غم از چشم شيعيان

زيرا كه قلب عالم امكان مكدَّرست

منصور، شاد گشت ز قتل خديو دين

امّا به خُلد، غمزده زهراى اطهرست

او گرچه كشت خسرو دين را ولى به دهر

نامش به ننگ تا به ابد ثبت دفترست

تن درنداد بر ستم و اين كلام نغز

بر پيروان حقّ و عدالت مقرّرست

آزادْمرد، تن به زبونى نمى دهد

مرگ از حيات در نظر مرد خوشترست

تنها نه اشكبار چشم ” صفا ” زين عزا بود

دل هاى شيعيان همه از غم مكدّرست

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز