نوترین » گالری عکس » عکس جدید » شعر و اشعار در مورد شهادت حضرت فاطمه زهرا + عکس

شعر و اشعار در مورد شهادت حضرت فاطمه زهرا + عکس

شعرهایی در مورد شهادت حضرت فاطمه زهرا اشعار و شعر کوتاه و زیبا درباره شهادت حضرت فاطمه زهرا شعر شهادت حضرت فاطمه معصومه اشعار و شعر شهادت حضرت زهرا علی اکبر لطیفیان

شعر و اشعار در مورد شهادت حضرت فاطمه زهرا + عکس (1)

علی اكبر لطیفیان

حضرت زهرا(س)-شهادت

چه روی نیلی و موی سپیده ای داری

وجود خسته و قدّ خمیده ای داری

چه پیكری، چه جمالی، چه گوش مجروحی

چه بازوان كبود و شهیده ای داری

برای شستن تو آب دیده ای دارم

برای كشتن من زخم دیده ای داری

به روی شانۀ حیدر چه می كنی زهرا؟

چه دیدگان به خون آرمیده ای داری

حجاب نالۀ من، آستین پیرهن است

ببین چه شوهر غربت كشیده ای داری

الا مسافر حیدر، ستارۀ لاهوت

خدا كند كه بمیرم به زیر این تابوت

.

.

.

.

شعر و اشعار در مورد شهادت حضرت فاطمه زهرا + عکس (2)

آیه آیه کوثرت آتش گرفت
سوره ی چشم ترت آتش گرفت

لخته لخته بغض های بی کسی
در نگاه پرپرت آتش گرفت

همنفس با شعله ها ققنوس وار
ناگهان بال و پرت آتش گرفت

گوشوارت در هجوم غم شکست
گوشه های معجرت آتش گرفت

لاله لاله پر شد اقلیم تنت
یاس های بسترت آتش گرفت

گریه کردی غربت لب تشنه را
لحظه های آخرت آتش گرفت

شعله از بغض نگاهت می چکید
سوره ی چشم ترت آتش گرفت
***یوسف رحیمی***

شعر و اشعار در مورد شهادت حضرت فاطمه زهرا + عکس (4)

وقتی بگو بخند تو در خانه جا نشد
لفظ بیا ببند به زخمت روا نشد

صبح دراز تو سر مغرب شدن نداشت
مویت سفید گشت و رفیق حنا نشد

قدری غذا بخور جگرم ریش ریش شد
شاید که ماندی و سفرت از قضا نشد

در خانه روسری به سرت قاتل من است
قتل کسی به پارچه ای نخ نما نشد

قحط طبیب شرم علی را مضاف کرد
قحطی چنین پر آب عیان هیچ جا نشد

جان خودم قسم که همین چند روز پیش
گفتم که کج کنم سر این میخ را نشد

پهلوی و روی موی و وضوی جبیره ات
چون من بساط قتل کسی رو به را نشد
***محمد سهرابی***

شعر و اشعار در مورد شهادت حضرت فاطمه زهرا + عکس (3)

علیرضا لک … اشعار فاطمیهعلیرضا لکفیاض هوشیار پارسیان

اشعار فاطمیه

اشعار شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

***

بر زانوی تنهایی ام دارم سرت را

با گریه می بینم غروب آخرت را

من التماس لحظه های درد هستم

آیا نگاهی می کنی دور و برت را؟

دست مرا بستند و پشتم را شکستند

می بینی آیا حال و روز حیدرت را؟

حالا که روی پای من از حال رفتی

فهمیده ام اوضاع و احوال سرت را!

پروانه حرف عشق را هرگز نمی زد

می دید اگر یک مشت از خاکسترت را

افتاده ام پشت درِ قفل نگاهت

واکن دوباره چشمهای نوبرت را

بر زانوی تنهایی خود سر گذارم

وقتی ندارم بر سر زانو سرت را

فیاض هوشیار پارسیان … اشعارفیاض هوشیار پارسیان فاطمیه

اشعار فاطمیه

اشعار شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

***

دنبال من مي گشتي و اما نديدي

با درد پهلو ناگهان از جا بريدي

گرد و غبار كوچه ديدت را گرفته

اما صداي هق هق ام را مي شنيدي

چشمان سيلي خورده ات ديگر نمي ديد

شكر خدا چشمان خيسم را نديدي

دستان پاكت را به روي خاك كوچه

دنبال من يا گوشواره ؟ مي كشيدي

آن گوشواره يادگار مادرت بود

از آن براي حفظ جان من بريدي

دشمن لگد مي زد ولي اي مادر من

تو با حجاب خود حماسه آفريدي

جز من كه ديدم هيچكس، مادر نفهميد

اينكه چرا تو در جواني مو سپيدي

***

شب بود، مانند پرستو، پر شكسته

سوي سبك بالان عاشق پر كشيدي

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

دو × 5 =

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز