خانه » گالری عکس » عکس جدید » زندگینامه حضرت علی اصغر + شعر و اشعار روضه حضرت علی اصغر

زندگینامه حضرت علی اصغر + شعر و اشعار روضه حضرت علی اصغر

زندگی نامه حضرت علی اصغر,شعر شهادت حضرت علی اصغر,تاریخ و روز شهادت حضرت علی اصغر, روضه شهادت حضرت علی اصغر,متن نوحه شهادت حضرت علی اصغر,شهادت حضرت علی اصغر

زندگینامه حضرت علی اصغر + شعر و اشعار روضه حضرت علی اصغر

«عبدالله بن الحسين» طفل شيرخوار امام حسين(عليه السلام) مشهور به «علي اصغر» بود. نام مادرش «رباب» دختر «امرء القيس بن عدي بن اوس بن جابر بن کعب بن عليم بن جناب بن کلب» بود. مادر رباب «هند الهنود» دختر «ربيع بن مسعود بن مضاد بن حصن بن کعب بن عليم بن جناب»(1) بوده است. در واقع «جناب» جد اعلاي پدري و مادري حضرت علي اصغر(عليه السلام) مي‌باشد.

عبدالله در مدينه النبي(عليه السلام) ولادت يافت.(2) سماوي مي‌گويد: اين که برخي گفته‌اند علي اصغر در کربلا ولادت يافته است، چندان درست نيست. در مدح رباب همسر گرامي او شعري به امام حسين(عليه السلام) داده شده است:

«اعمرك انني لاحب دارا                                     تكون بها سكينة والرباب

احبهما و ابذل جل مالي                                   و ليس لعاتب عندي عتاب(3)

«به جانت قسم، من خانه‌اي را دوست دارم که در آن سکينه و رباب باشند؛

آنها را دوست دارم و تمام مالم را براي آنها خرج مي‌کنم و هرگز خسته کننده‌اي مرا خسته نخواهد کرد.»

امرء القيس سه دختر خود را در مدينه به ازدواج حضرت اميرالمومنين (عليه السلام) و امام مجتبي(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام) در آورد که عبدالله و سکينه حاصل ازدواج رباب با امام حسين(عليه السلام) است.(4)

 

وداع امام با شيرخواره(عليه السلام)

 

اصفهاني و طبري و ديگران گزارش کرده‌اند: که امام حسين(عليه السلام) از حيات خود مأيوس شده بود.(5)(يعني مي‌دانست كه ديگر آخر عمرش است) آن حضرت به سوي خيمه‌گاه بازگشت و آل ابيطالب همگي به شهادت رسيده بودند. آن حضرت در برابر خيمه‌ها نشست(6) تا قدري بياسايد. طفل خود – علي- را طلب کرد تا با او وداع کند. خواهرشان حضرت زينب (سلام الله عليها) آن شيرخواره را در دست گرفت و در دامان امام نهاد. امام او را در دامن خود نشانيد و بوسيد.(7) پس از آن فرمود: بعدا لهولاء القوم اذا كان جدك مصطفي خصمهم(8)؛ اين قوم از رحمت الهي دور باشند، هنگامي که جدت مصطفي دشمن آنها باشد» سپس امام، علي را به سوي قوم آورده و براي او طلب آب کردند

شهادت علي اصغر(عليه السلام)

 

امام به علي مي‌نگريست که ناگاه تيري به گلوي علي نشست و او را ذبح کرد.(9) در اين هنگام «حرمله بن کاهل اسدي» با تيري علي را نشانه گرفت و او در دست امام ذبح شد. آن حضرت دست خود را زير گلوي او گرفت، دستش پر از خون شد و آن را به جانب آسمان پاشيد.(10)

امام باقر(عليه السلام) فرمودند: هرگز قطره‌اي از آن خون به زمين نريخت.»(11)

سيد بن طاووس اينگونه گزارش کرد: امام حسين(عليه السلام) طفل را از دست خواهرش زينب گرفت و جلو آمد تا او را ببوسد که ناگاه تيري آمد و کودک را ذبح کرد. علي را به دست خواهر داد و فرمود: «او را بگير»، سپس خون‌ها را به آسمان پاشيد و با خداوند سخن گفت.(12)

حوادث پس از شهادت علي(عليه السلام)

سپس امام حسين (عليه السلام) فرمود:«هوّن بي، ما نزل بي انّه بعين الله(13)؛ پروردگارا هر چه بر سر من مي‌آيد، در برابر چشمان توست؛ از اين رو (همگي) بر من آسان است.» سپس ادامه دادند: «پروردگارا اگر ياري‌ات از آسمان را از ما دريغ داشتي پس آن (نصر و ياري) را براي کسي (مهدي) که از ما بهتر است قرار ده، و انتقام ما را از اين ستمکاران بگير. و آنچه بر ما مي‌گذرد ذخيره آخرتمان قرار ده.»(14)

و نيز گزارش شده که امام(عليه السلام) به درگاه خداوند چنين عرض کرد: «پروردگارا! تو شاهد بر قومي هستي که آنها شبيه‌ترين مردم به رسول تو محمد(صلي الله عليه و آله) را کشته‌اند»(15) به دنبال اين سخنان امام بود، كه ندايي شنيده شد: دعه يا حسين فانّ له مرضعاً في الجنه(16)؛ اي حسين! علي را واگذار، او در بهشت دايه‌اي خواهد داشت» پس از آن امام، علي را از اسب پايين آورد و براي او با شمشير، قبري حفر فرمود و بدن کوچکش را دفن کرد. بدن کودک، غرق در خون شده بود. امام بر او نماز گزارد.(17) و نيز گفته شده که او را در کنار ساير شهيدان اهل بيت نهاد.(18)

 

نوزادي شهيد در كربلا

 

 

يعقوبي مي‌گويد: امام (عليه السلام) بر اسب خود سوار و عازم ميدان بود، کودکي که در همان ساعت متولد شده بود نزد آن حضرت آوردند. امام (عليه السلام) در گوش فرزند خود اذان گفت و کام او را برداشت. در آن هنگام تيري به حلق آن طفل اصابت کرد و او را به شهادت رسانيد. امام آن تير را از حلق طفل بيرون کشيد و کودک را به خونش آغشته ساخت و گفت: «به خدا سوگند، تو گرامي‌تر از ناقه (ناقه صالح) در پيشگاه خداي تعالي هستي و جد تو رسول خدا، نزد خداوند گرامي‌تر از صالح پيامبر است» آنگاه بدن خون آلود کودک را نزد ساير فرزندان و برادرزادگان خود نهاد. (19)

سماوي مي‌گويد: اين که برخي گفته‌اند حضرت علي اصغر در کربلا ولادت يافته چندان درست نيست.(20) شايد هم عبدالله رضيع در کربلا به دنيا آمده و غير از حضرت علي اصغر(عليه السلام) باشد.

 

پي‌نوشت‌ها:

1- مقاتل الطالبيين، ص 89 .

2- ابصارالعين، ص 54 .

3- ابصارالعين، ص 54، مقاتل الطالبيين، ص 90 .

4- ابصارالعين، ص 54 .

5- تاريخ الامم و الملوک، ج5، ص448 .

6- الارشاد، ج 2، ص 108 .

7- اللهوف، ص 50 .

8- بحارالانوار، ج45، ص46؛ مقاتل الحسين خوارزمي، ج2، ص32 .

9- تاريخ الامم و الملوک، ج5، ص448؛ مقاتل الطالبيين، ص 90 .

10- مقتل الحسين خوارزمي، ج2، ص 32 .

11- عن الباقر(ع):«انه لم تقع من ذلک الدّم قطره الي الارض». الملهوف علي قتلي الطفوف، ص 169؛ اللهوف، ص 59، بحارالانوار، ج45، ص 46؛ مثيرالاحزان، ص 70 .

12- اللهوف، ص 50.

13- انه بعينک يا ارحم الرّاحمين. اللهوف، ص 50؛ الملهوف علي قتلي الطفوف، ص 169.

14- مثيرالاحزان، ص 70؛ مقتل الحسين خوارزمي، ج2، ص 32، تاريخ الامم و الملوک، ج5، ص448 .

15- المنتخب للطريحي، ص 431 .

16- تذکره الخواص، ص 252 .

17- مقتل الحسين خوارزمي، ج2، ص 32 .

18- الارشاد، ج 2، ص 108؛ مثيرالاحزان، ص 70.

19- تاريخ اليعقوبي، ج2، ص 245.

20- ابصارالعين، ص 54 .

 

اشعار کوفه و شام

اشعار روضه حضرت علی اصغر علیه السلام

***

مثل پرنده بال گشودی رها شدی

کوچک ترین ستاره سر نیزه ها شدی

لعنت به لای لایی این نیزه دار تو

باعث شده است بر سر نی بی صدا شدی

زخم سرت برابر زخم عمو شده

بر روی نیزه ها چقدر جا به جا شدی

بعد از تو گاهواره به دردم نمی خورد

چه زود پر کشیدی و از من جدا شدی

بر روی دست باد عزیز دل رباب

مانند زلف های پریشان رها شدی

در آسمان کرب و بلا ردّ خون توست

تو یک تنه برای خودت کربلا شدی

چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۲۲بانی: روضه دار |

سید جواد پرئی … اشعار شب هفتم محرم، اشعار روضه علی اصغر علیه السلام

اشعار شب هفتم محرم

اشعار شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام

***

لب تر كن از پياله ي كوثر توهم برو
برخيز علي اصغر خيبر تو هم برو
از صبح گريه كردي و دل شوره داشتي
ديدي رسيد نوبتت اخر توهم برو
شش ماه ميشود به تو من خو گرفته ام
باشد، عصاي پيري مادر توهم برو
فكر دل شكسته ي عمه نمي كني؟
كم بود داغ قاسم و اكبر؟ تو هم برو
هر شعبه ي سه شعبه براي تو نيزه ايست
در بزم تيرو نيزه و خنجر توهم برو
بعد از عموت ماندت اصلا ً صلاح نيست
او رفت پيش ساقي كوثر توهم برو
تا خيمه ها هنوز به غارت نرفته است
قبل از شروع معركه بهتر…. تو هم برو
با تشکر از شاعر گرانقدر برادر بزرگوار سید جواد پرئی

چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۱بانی: روضه دار |

حسن بیاتانی … اشعار شب هفتم محرم، اشعار روضه علی اصغرعلیه السلام

اشعار شب هفتم محرم

اشعار شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام

***

هر روز می سوزی و خاکستر نداری

تو سایه بر سر داشتی دیگر نداری

“خورشید بر نی بود” و حق داری بسوزی

دیدی به جز او سایه ای بر سر نداری

برگشته ای؛ این را کسی باور نمی کرد

برگشته ای؛ این را خودت باور نداری

می خواهی از بغض گلوگیرت بگویی

از لایی لایی واژه ای بهتر نداری

هر بار یاد غربت مولا می افتی

می سوزی از این که علی اصغر نداری

این غم که طفلی که بغل داری خیالی ست

«سخت است آری سخت تر از هر نداری»*

ما پای این گهواره عمری گریه کردیم

یک وقت دست از لای لایی برنداری

چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۱بانی: روضه دار |

میلاد حسنی … اشعار شب هفتم محرم، اشعار روضه علی اصغرعلیه السلام

اشعار شب هفتم محرم

اشعار شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام

***

تو را به جان عزیزت بخواب عزیز دلم

ببین که حال دلم شد خراب عزیز دلم

نفس نفس نزن این گونه ای همه نفسم

مکن تو مادر خود را عذاب عزیز دلم

تو رو به قبله شدی از عطش وَ می گردد

برای تو جگر آب، آب عزیز دلم

هنوز راه نیفتاده ای مبارز من

مکن برای شهادت شتاب عزیز دلم

بگو که تیر سه شعبه میان این همه یل

تو را نموده چرا انتخاب عزیز دلم؟

نگو که می شود آخر محاسن بابا

به خون حلق ظریفت خضاب عزیز دلم

نشد دعای دلم مستجاب اما

دعای حرمله شد مستجاب عزیز دلم

با تشکر از شاعر گرانقدر برادر بزرگوار میلاد حسنی

چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۱بانی: روضه دار |

قاسم نعمتی … اشعار شب هفتم محرم، اشعار روضه علی اصغرعلیه السلام

 اشعار شب هفتم محرم

اشعار شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام

***

لب لب مکن که این جگرم تیر می کشد

پنجه مکش به سینه تف دیده کویر

ناخن مگر ز سینه کمی شیر می کشد

در کودکی چه محشری در عشق کرده ای؟

حسرت به عاشقی تو هر پیر می کشد

هر کس قدم به سیر مقامات تو نهد

کارش در این دیار به تکفیر می کشد

گویا شنیده شد که خدا هم ز داغ تو

در عرش ناله های فرا گیر می کشد

می دانم عاقبت که سر (چند قطره آب)

کار امام عشق به تحقیر می کشد

با آن که دیر آمدم بالای قبر تو

دیدم پدر ز حنجر تو تیر می کشد

این جسم غرق خون تو و حالت پدر

آن ماجرای کوچه به تصویر می کشد

بو برده دشمنت به گمانم تنت کجاست…

بر روی خاک نیزه و شمشیر می کشد

باور نمی کنم… بدن توست روی نی؟

دشمن میان هلهله تکبیر می کشد

چشمان باز و حنجره ریش ریش تو

حال دل رباب به تحریر می کشد

تا نیزه در گلوی تو جا باز می کند

انگار از وجود من اکسیر می کشد

دیده ببند تا که نبینی عدوی تو

ناموس خانواده به زنجیر می کشد

چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۱بانی: روضه دار |

حسن لطفی … اشعار شب هفتم محرم، اشعار روضه علی اصغرعلیه السلام

اشعار شب هفتم محرم

اشعار شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام

***

وقتی لبان کوچک تو بی جواب شد

مادر به جای آب، ز شرم تو آب شد

بیهوده پا به سینه ی من می زنی مکوش

پیش لبان خشک تو دریا سراب شد

مثل همیشه بوسه زدم روی گونه ات

اما لبم ز تاول رویت کباب شد

وقتی عمود خیمه ی عباس را کشید

گفتم رباب: خیمۀ عمرت خراب شد

از چشم های حرمله پیداست فکر چیست

مادر دعا نکرده ای و مستجاب شد

 

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

*

code

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز